محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2673

تاريخ الطبرى ( فارسي )

شد . عاقبت شب در ميانشان حايل شد و ضحاك با ياران خويش بگريخت . حجر نيز با همراهان خويش بازگشت . در همين سال معاويه شخصا سوى دجله رفت و به آنجا رسيد و باز گشت . اين را از ابو مليكه روايت كرده‌اند كه به سال سى و نهم معاويه شخصا تا دجله رفت . دربارهء كسى كه در اين سال سالار حج بود اختلاف كرده‌اند : بعضىها گفته‌اند در اين سال عبيد الله بن عباس از جانب على سالار حج بود . بعضى ديگر گفته‌اند ، عبد الله بن عباس سالار حج بود . ابو زيد عمر بن شبه گويد : چنان كه مىگويند به سال سى و نهم على ، ابن عباس را فرستاد كه در مراسم حج حاضر باشد و با كسان نماز كند ، معاويه نيز يزيد بن شجره رهاوى را فرستاد . گويد : اما به گفته ابو الحسن اين درست نيست و ابن عباس تا وقتى على - عليه السلام كشته شد ، در مراسم حج سمتى نداشت . به گفتهء او كسى كه يزيد بن شجره با وى منازعه كرد قثم بن عباس بود و عاقبت توافق كردند كه شيبة بن عثمان با مردم نماز كند . ابو معشر نيز روايتى چنين دارد كه على به سال سى و نهم عبيد الله بن عباس را به سالارى حج فرستاد . معاويه نيز يزيد بن شجره رهاوى را فرستاد كه سالار حج باشد و چون در مكه فراهم آمدند منازعه كردند و هيچ كس از آنها تسليم ديگرى نشد و درباره شيبة بن عثمان بن ابى طلحه توافق كردند . در اين سال عاملان على بر ولايات همانها بودند كه به سال سى و هشتم بوده بودند . بجز ابن عباس كه در اين سال در بصره نبود و زياد را كه عنوان زياد پسر پدرش به او داده بودند جانشين كرده بود ، او را بر خراج گماشته بود و كار قضا را به ابو الاسود دؤلى داده بود . در همين سال ابن عباس از آن پس كه از كوفه به بصره باز گشت به دستور على ، زياد را سوى فارس و كرمان فرستاد .